دانشی كه در ایران مغفول مانده است،

صنایع بدرستی از دانش آموختگان جغرافیا استفاده نمی كنند، از بخش خصوصی فساد تولید شده است

صنایع بدرستی از دانش آموختگان جغرافیا استفاده نمی كنند، از بخش خصوصی فساد تولید شده است

به گزارش لباس نو عضو هیات علمی دانشكده جغرافیای دانشگاه تهران با بیان این كه حدودا ۷۰ درصد دروس كارشناسی در رابطه با فعالیتی است كه دانش آموختگان در جامعه باید انجام بدهند، اظهار داشت: در دوره كارشناسی برخی دروس فعالیت های میدانی هم دارد و این فعالیت میدانی سبب می شود دانشجویان در كاربرد هم مفاهیمی را یاد بگیرند، اما مشكل اصلی این است كه دانشگاه بر مبنای نیاز جامعه دانشجو جذب نمی كند؛ یعنی نیازسنجی در كشور انجام نشده كه دریابند كشور هر ساله به چه برخی از فارغ التحصیلان جغرافیا نیاز دارد. این سبب می شود حتی اگر دروس هم منطبق با نیاز جامعه باشد؛ باز هم بیشتر از نیاز نیروی دانشجو تربیت نماییم.


دكتر مجید كیاورز در گفتگو با ایسنا، با اشاره به اینكه دروس در مقطع لیسانس باید مهارت محورتر تعریف شوند، اظهار نمود: در دوره كارشناسی ارشد، دانشجویان باید محقق خوبی باشند و یاد بگیرند چه طور كار تحقیقی را پیش ببرند. به صورت كلی دروس از لحاظ محتوایی به كاربرد نزدیك است، اما در مهارت محور بودن آن باید بازبینی شود.
این استاد سنجش از دور و GIS، درباره ارتباطات بین المللی در این عرصه، اظهار داشت: با عنایت به اینكه اغلب همكاران هیات علمی گروه ما در ایران تحصیل نكرده اند، ارتباطات بین المللی خوب است. مهمانانی از خارج از كشور دعوت می شوند و ما هم در كنفرانس های دانشگاه های خارج از ایران شركت می نماییم، اما این ارتباطات با وضعیتی كه در كشور ما است و در مقایسه با كشورهای دیگر بسیار محدودتر است.
كیاورز اضافه كرد: من حدود ۶ ماه برای یك فرصت مطالعاتی در دانشگاه ملبورن بودم و میزان ارتباطات بین المللی ای كه در آن دانشگاه بود كه منجر به همكاریهای واقعی می شد، بسیار زیاد و با آنچه كه در ایران وجود دارد، متفاوت می باشد. البته در آنجا مشكلات دریافت ویزا نیست، ولی در مدت زمانی كه من در دانشگاه ملبورن حضور داشتم بیشتر از ۲۰ تیم از كشورهای مختلف به این دانشگاه آمدند و در این دانشگاه فعالیت داشتند. این رفت وآمدها عمدتاً به تعریف پروژه های بین المللی منتج شد. ارتباطات بین المللی با كشورهای دیگر در دانشگاه تهران به نسبت دانشگاه های دیگر خیلی خوب است، ولی این ارتباطات منجر به پروژه ای نمی گردد، فقط امكان دارد چند مبحث تز جدید تعریف شود.
این استاد دانشگاه درباره مشكلات پروژه های بین المللی، اظهار داشت: همكار ما هم اكنون پروژه ای بین المللی با اتحادیه اروپا تعریف كرده، ولی نمی تواند پول این پروژه را داخل كشور بیاورد. ما دوره مشتركی با دانشگاه لوند سوئد داشتیم، به این صورت كه دانشجویان درس های خویش را در دانشگاه تهران پاس كنند، ولی رساله خویش را در سوئد انجام دهند؛ اما دانشجوها هم در دریافت ویزا به مشكل برخوردند و هم در پرداخت هزینه ها مشكلاتی داشتند و همین مبحث سبب شد امسال هیچ دانشجویی برای ثبت نام در این دوره ها رجوع نكند.
وی با اشاره به اینكه همكاریهای بین المللی اغلب از جانب استادان پیگیری می شود، اظهار داشت: این همكاری ها، بعدتر سازمان یافته تر و در سطح دانشگاه ها پیگیری می شود. دانشگاه هم از مقاله و رساله های مشترك حمایت می كند و ضریب بیشتری به آن اختصاص می دهد.
كیاورز با اشاره به شرایط حاكم بر روابط بین المللی، اظهار داشت: اساساً با این شرایط نوسانی حاكم بر روابط بین المللی تمایل استادان به انجام فعالیت های بین المللی كم می شود، چونكه استادانی كه برای این فعالیت های بین المللی به ایران دعوت می شوند، به علت اینكه با سفر به ایران نمی توانند به ایالات متحده سفر كنند، از مسافرت به ایران منصرف می شوند. من حس می كنم این روابط بین المللی بیشتر دارد به مهاجرت استادان ایرانی منجر می شود.
دانشجویان به نسبت گذشته بی انگیزه ترند
این استاد دانشگاه درباره مهارت های مورد نیاز دانشجویانی كه گرایش سنجش از دور و GIS را انتخاب می كنند، اظهار داشت: در مقطع كارشناسی دروس سنجش از دور GIS تلفیق بین نرم افزار و فعالیت های میدانی است و دانشجویان باید چهار یا پنج نرم افزار باشند و در انجام پروژه با نرم افزار كار میدانی هم انجام دهد. در كل دنیا مهارت برنامه نویسی مهارتی است كه پول زیادی برای فرد به همراه می آورد اما دانشجویان ما به علت دشواری آن به یادگرفتن برنامه نویسی تن نمی دهند. انگیزه دانشجوها نسبت به گذشته پایین تر است؛ یعنی اگر شما همه ی مهارت ها را هم به دانشجویان بیاموزید آنها نبود شغل مناسب را درك می كنند و انگیزه شان پایین می آید. این مورد به این معناست كه حتی اگر مهارت ها را هم یاد بگیرند به احتمال زیاد كار پیدا نمی كنند.
كیاورز مقدم با اشاره به ضرورت آموزش مهارت های مختلف از سنین پایین به دانش آموزان اظهار داشت: به جای اینكه در دوره دبیرستان به بچه ها نظریه و نظریه آموزش دهیم بهتر است طوری برنامه ریزی شود كه دانش آموزان مهارت های مختلف را یاد بگیرند و در سال های آخر دوران تحصیل خود، تخصصی تر علاقه شان را دنبال كنند تا كسی كه دیپلم می گیرد و نمی خواهد وارد دانشگاه شود بتواند با دیپلم خود و مهارتی كه آموخته كسب درآمد كند. برنامه نویسی هم یكی از این مهارت هاست و اگر كسی می خواهد در حوزه IT كار كند باید این مهارت را در دوران مدرسه تا حدودی یاد گرفته باشد كه بعد از دیپلم توانایی اشتغال را دارا باشد. از جانب دیگر باید بستر قانونی جذب افرادی دیپلمه و ماهر فراهم باشد و شركت ها خویش را ملزم به استخدام آنها كنند.
این استاد سنجش از دور و GIS با اشاره به مشكلات همكاری دانشگاه و صنایع اظهار داشت: اساساً مشكلی بین دانشگاه و صنعت (به معنای حوزه كاری) وجود دارد و آن هم این است كه افرادی كه در صنایع كار می كنند، معتقدند فارغ التحصیلان دانشگاه فقط نظریه بلدند و دانشگاهی ها هم می گویند حوزه تجربی صرفاً تجربه است و قادر به حل مسائل عمیق نیست. یعنی نه صنعت دانشگاه را قبول دارد و نه دانشگاه صنعت را. اساساً هر دو طرف هم اشتباه می كنند؛ یعنی شما بدون آگاهی و علم نمی توانید در حوزه اجرا خلاقیت داشته باشید و از جانب دیگر دانش آموختگان دانشگاه ها هم بدون تجربه و بدون لمس فضای اجرایی نمی توانند از علم خود درست استفاده كنند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران با اشاره به اینكه صاحبان صنایع و مدیران سازمان ها انتظار دارند دانش آموختگان همه مهارت های مختلف را بلد باشند، اظهار داشت: در خارج از كشور قبول داشتند كه كسی كه نورسیده بازار كار می شود، امكان دارد توانایی زیادی برای كار نداشته باشد و از یك نفر انتظار ندارند همه مهارت ها را بلد باشد. اما در ایران از فردی كه تازه فارغ التحصیل شده، انتظار دارند همه مهارت ها را بلد باشد؛ این درست نیست.
در فضای اشتغال روابط به جای شایسته سالاری حاكم است
وی درباره بهره مندی سازمان ها از دانش آموختگان جغرافیا اظهار داشت: ارتباطی بین سازمان های مختلف با دانشكده جغرافیا نیست و اگر هم باشد از دانش آموختگان ما استفاده نمی كنند؛ مگر اینكه فرد معدل خیلی خوبی هم داشته باشد و یا عضو بنیاد ملی نخبگان باشد، اما اساساً نخبگی هم دیگر پاسخگو نیست. روابط است كه بر اشتغال حكم فرماست و روابط بر شایسته سالاری اولویت دارد. تا زمانی كه این گونه باشد، تفاهم نامه ها و پروتكل های همكاری دانشگاه و صنعت فرمایشی است.
كیاورز اضافه كرد: سازمان های مختلف در سال كنفرانس های زیادی برگزار می كنند و افرادی هم كه این كنفرانس ها را به پیش می برند، دانشگاهیان هستند ولی در ایران این فعالیت ها روتین انجام می شود و منجر به نتیجه نمی گردد. یعنی آخر این كنفرانس ها كه افراد علمی زیادی می آیند و در آن بحث می كنند به خروجی ای منتهی نمی گردد كه مشكلی را از كشور حل كند، چون كه هدفمند برگزار نمی گردد.
این استاد دانشگاه تهران درباره تعداد دانشجویان جغرافیا كه بعد از فارغ التحصیلی در رابطه با رشته خود وارد بازار كار می شوند، اظهار داشت: آمار رسمی ای نگرفتم ولی با عنایت به صحبت های دانشجویان، فكر می كنم شاید كمتر از ۳۰ درصد دانش آموختگان دانشكده جغرافیا دانشگاه تهران وارد بازار كار در رابطه با رشته تحصیلی شان می شوند. برخی به دنبال شغل های دیگر مثل كار كردن در تاكسی های اینترنتی و یا آژانس های مسافرتی می روند، خانم ها هم عموماً كسب وكارهای خانگی راه می اندازند یا به سراغ فعالیت های هنری می روند. اساساً هم اكنون پروژه ای به درستی تعریف نمی گردد و اگر هم پروژه ای تعریف شود هر ۶ ماه یك مرتبه به فرد حقوق می دهند. البته در حوزه مهندسی شرایط بهتر است، یعنی فكر می كنم بیشتر از ۶۰ درصد دانش آموختگان در رابطه با رشته تحصیلی خود كار می كنند.
استاد دانشگاه تهران درباره وضعیت پروژه های تعریف شده در جغرافیا اظهار داشت: در گذشته شانس پروژه گرفتن بسیار بالاتر از الان بود، یعنی یا درخواست از جغرافیدانان بیشتر بود و یا اینكه اگر خود جغرافیدانان طرح خوبی برای عرضه داشتند، از طرح آنها حمایت می شد. هم اكنون اصلاً این طور نیست؛ یعنی من در چند سال گذشته بهترین ایده ها را می برم، ولی می گویند خوب است؛ اما پولی برای اجرایی كردن آن وجود ندارد یا می گویند با هزینه شخصی انجام دهید. اگر بعداً به سود رسید، سود را با شما شریك می شویم! الان صرفاً پروژه هایی كه بسیار ضروری باشند، انجام می شوند.
كیاورز اضافه كرد: بخش خصوصی در حوزه GIS و سنجش از دور فعال است و شركت های دانش بنیان زیادی هم در این زمینه وجود دارند؛ ولی وقتی بودجه عمرانی كشور كاسته می شود، همه این شركت ها تحت تأثیر قرار می گیرند و شركت های خصوصی ای سر پا می مانند كه از رانت استفاده كنند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران در پاسخ به سوالی درباره میزان حضور فارغ التحصیلان جغرافیا در شركت های دانش بنیان، اظهار داشت: درصدی از دانش آموختگان به سراغ تأسیس شركت های دانش بنیان می روند، ولی تأسیس یك شركت دانش بنیان شرایطی دارد؛ مثلاً یكی از شرایطش این است كه حتما محصولی داشته باشی. عموماً این محصول را هم یك محصول سخت افزاری فرض نمی كنند، یعنی یا این محصول موردنظر آنها باید یك قطعه باشد و یا نرم افزار؛ اما من خودم گاهی ایده هایی دارم كه ربطی به تولید محصول ندارد بلكه پارادایم مدیریتی در یك فضا را عوض می كند، اما به جهت اینكه پارادیم تغییر كند احتیاج به نیرو و درآمد وجود دارد تا طرح اولیه به استراتژی تبدیل گردد. این در پشتیبانی از شركت های دانش بنیان تعریف نشده، به اضافه اینكه همه شركت های دانش بنیان هم را كه در نظر بگیریم، نیازهای محدودی در كشور به وسیله این ها رفع می شوند. نكته دیگری كه وجود دارد، این است كه فرصت های برابر برای افرادی كه می خواهند یك نیاز از نیازهای جامعه را رفع كنند، ایجاد نمی شود؛ اساساً فرصت برای كسی وجود ندارد، بلكه فرصت برای افرادی وجود دارد كه رانت دارند. وجود چنین مكانیسمی سبب می شود این حمایت ها به سرانجام نرسد.
وجود پژوهشكده در ارگان های مختلف چه ضرورتی دارد؟
وی در ادامه با بیان اینكه سازمان هواشناسی از تكنولوژی سنجش از دور استفاده می نماید، درباره وجود پژوهشكده ها در ارگان های مختلف، اظهار داشت: نكته عجیبی كه وجود دارد، این است كه همه ارگان ها برای خودشان یك پژوهشكده دارند، اگر دانشگاه وجود دارد و به ارتباط بین دانشگاه و صنعت اعتقاد دارید، وجود پژوهشكده چه الزامی دارد؟ ارگان ها پژوهشكده دارند و برای این پژوهشكده هم هیات علمی دارند. این پژوهشكده ها با این دیدگاه تأسیس شده است كه دانشگاه ما را درك نمی كند، پس ما از داخل سازمان یك پژوهشكده تأسیس نماییم و با هم مشكلات را حل نماییم. البته این حل مشكلات هم چندان اتفاق نمی افتد. می توان این پروژه ها و مسائلی كه ارگان ها با پژوهشكده های خود مطرح می كنند را با دانشجویان دكتری یك دانشگاه در بین بگذارند.
كیاورزمقدم با اشاره به اینكه مشكلات ارگان ها در پژوهشكده ها رفع نمی گردد، اظهار داشت: دلیل آن هم این است كه تنها چیزی كه در كار اجرایی مهم نیست، آن چیزی است كه باید صورت گیرد. البته من این را با اغراق می گویم؛ ولی تنها چیزی كه در فعالیت ها مهم می باشد، این است كه به منافع خود برسند و اساساً پروژه هایی در اولویت قرار می گیرند كه منافع را تأمین كنند. به این علت است كه از دانشگاه و پژوهشكده ها استفاده نمی گردد چون اساساً نیازی به پژوهش های دانشگاه ندارند. فقط در بعضی شهرها كه موقعیت های استراتژیك دارند مثل تهران كارها امكان دارد تا حدودی اصولی تر از جاهای دیگر كشور صورت گیرد.
این استاد دانشگاه درباره گرایش سنجش از دور و GIS اظهار داشت: گرایش ما در حوزه سنجش از دور یعنی استفاده از تصاویر ماهواره ای برای مدیریت منابع. ماهواره ها مدام از زمین تصویربرداری می كنند و این تصویربرداری با فاصله های كوتاه رخ می دهد. این تصاویر در مدیریت منابع كشاورزی، جنگلداری، معدن، مدیریت شهری، زمین شناسی، مدیریت سواحل، مدیریت دریاها و اقیانوس ها و هواشناسی كاربرد دارد و بیشتر نگاه پایشی به این منابع دارد. در حوزه GIS مدیریت این اطلاعات انجام می گیرد. GIS، استفاده از داده های مكانی و نقشه در زندگی است؛ مثلا در بعضی نرم افزارها می توان با استفاده از نقشه داده های ترافیكی، بهترین مسیر را برگزید. من فكر می كنم به صورت كلی دانشگاه نقش خویش را خوب انجام داده، یعنی استادان خودشان معمولاً با صنعت در ارتباطند و دروسی را كه تدریس می كنند، تلاش می كنند طوری ویرایش كنند كه به آنچه كه در بیرون نیاز است، نزدیك شود.
وی اضافه كرد: الان چندان فاصله ای میان آنچه كه تدریس می شود و آنچه در صنعت به آن نیاز دارند، نیست؛ یعنی هم در مقطع ارشد و دكتری تزهایی تعریف می شود كه در بیرون دیده شده و هم در دوره كارشناسی سیلابس درس ها منطق بر نیاز بیرون است و نسبت به داخل كشور دانشگاه كار خویش را درست انجام می دهد؛ اما صنایع و سازمان ها درست از دانش آموختگان جغرافیا استفاده نمی كنند. تنها ایرادی كه به دانشگاه می گیرم، این است كه باید در دوره كارشناسی دروس مهارت محورتر باشد و از لحاظ كمی بر مبنای نیاز دانشجو گرفته شود. با توجه به ارتباطاتی كه با خارج از كشور داریم، در حوزه تحقیق و پژوهش آنچه كه در خارج از كشور پیش می رود، در ایران هم پیش می رود و واقعاً شاید دراین جا كارهای قوی تری هم انجام می شود.
راهكار چیست؟
كیاورز با اشاره به اینكه بخش خصوصی به اهداف خود در ایران نرسیده است، اظهار نمود: من دو راهكار برای تغییر چنین شرایطی دارم. یك راهكار دوران گذار است و دیگری پس از دوران گذار. البته من آدم سیاسی ای نیستم و شاید از نظر آن هایی كه سیاست خوانده اند و مسائل اداری كشور را بلدند، این راهكار ضررهایی داشته باشد؛ اما من می گویم ما به دورانی با پارادایم متفاوت نیاز داریم، یعنی یك نفر باید بخش خصوصی را كلاً جمع كند، چون بخش خصوصی با همان اهدافی كه تعریف شده بود، خوب بود؛ اما در پلت فرم كشور ما فرصت های نابرابر و فساد ایجاد كرد. از بخش خصوصی فساد تولید شده است.
وی اضافه كرد: باید یك گذار ۱۰ سال ایجاد نماییم تا یكپارچگی مدیریتی و سازمانی ایجاد شود، چون یكی از اشكالات هم این است كه ما قانون های موازی زیادی داریم، ناهماهنگی بین سازمان ها وجود دارد و ارتباطات بین سازمان ها درست تعریف نشده است. به نظرم باید یك دوره زمانی، دولت به معنای واقعی دولت یكپارچگی ایجاد كند و به مسائل هم اقتصادی نگاه نكند. یعنی برای انجام كاری به دنبال نفع اقتصادی نباشد، بلكه به دنبال نفع اجتماعی كار باشد؛ امكان دارد كاری نفع اقتصادی نداشته باشد، ولی ساختاری اصلاح می شود یا نیروهای حرفه ای تری تولید می شوند. در این دوره گذار پروژه های اجتماعی به جای پروژه های اقتصادی تعریف شود و اولویت با پروژه های اجتماعی باشد تا فرصت های برابر تولید شود. پس وقتی چنین كاری مقرر است صورت گیرد، منافع بسیاری به خطر می افتد؛ ازاین رو برای انجام این كار احتیاج به یك مدیریت مركزی قوی وجود دارد تا ساختار را تغییر دهد و اولویت ها عوض شوند. پس از یكپارچه سازی سازمانی به شیوه پساگذار بازگردیم، حالا دیگر پروژه های اجتماعی راه اندازی شده، نیروهایی تولید شده كه توسعه اجتماعی را می فهمند و دزد نیستند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران با بیان اینكه تاریخ ما سهم زیادی در بروز مشكلات فعلی در جامعه دارد، اظهار داشت: پس از انقلاب ما مشكلات زیادی مانند جنگ و تحریم ها داشتیم، ولی ما تاریخی داریم كه نباید سهم آنرا فراموش نماییم. آن تاریخ برای ما زیست بومی بوجود آورده كه ما را تا حدودی تبدیل به انسان هایی كرده كه با كار كمتر پول بیشتری دربیاوریم. با توجه به تاریخ كشور، یك جامعه مصرفی و قانون گریز شده ایم. البته نمی توان از نقش مدیریت هم غافل شد، مدیریت هم خوب و تعصبی است؛ اما پارادایمی كه مدیریت در آن انجام می شود، غلط است. نخبگان ما هم در همین پارادایم رشد كرده اند، یعنی یاد گرفته اند هر چیزی تنها باید توجیه اقتصادی داشته باشد.
كیاورز در انتها تصریح كرد: مجموع این مشكلات پس از ۴۰ سال ما را در بعضی مسائل كشور به بحران رسانده است. به نظر من در شرایط خوبی نیستیم، پس بهتر است از این ها درس بگیریم و به معنای واقعی شرایط را عوض نماییم. بهتر است در قالب انقلاب اسلامی، انقلاب دومی در جهت تغییر برخی پارادایم ها در مفهوم توسعه داشته باشیم و تلاش نماییم فرصت های برابر برای همه در هر حوزه ای ایجاد شود. نخبگان و مردم تحریم را تحمل می كنند، در صورتیكه احساس كنند هم سرنوشتند؛ یعنی اگر سفره فرد كوچك می شود، سفره وزیر هم كوچك می شود، باید به سمت ایجاد برابری و عدالت برویم؛ چون هرگاه كه به این سمت برویم، خود به خود مشكلات برطرف می شود.



1398/04/28
11:42:29
5.0 / 5
3074
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۵ بعلاوه ۵
لباس نو